بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه

انتشار نتایج تحقیقات و بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه توسط عضو و مربی سابق

 
نویسنده: صفا ایرانی - ۱۳٩٢/٩/٥

با سلام،

در پست قبل به کلمه نفوذ و استفاده مکرر آن توسط آقای طاهری اشاره کردم، به مسئله سوئیچینگ و روشن و خاموش کردن آن و ... جهت مستندسازی این مطالب بخشهایی از صحبتهای ایشان در دوره فراپزشکی دانشگاه تهران را خدمت شما ارائه می کنم:

"متوجه شدیم وقتی ما به بیس برویم از بیس به تمام سطوح منابع اطلاعاتی دسترسی پیدا می‌شود و اونوقت ما می‌توانیم به برنامه های یک سلول نفوذ بکنیم و برنامه های یک سلول را در بیاوریم بیرون ، الآن برنامه ترمیم را همه تجربه کردند ، درواقع شما مبادرت به کاری کردید که از نگاه علمی نمی‌شود ولی شما انجام دادید ، چگونه چنین چیزی می‌شود ، کاری که شده درواقع در پیوند اجزاء شعوری ما می‌توانیم به بعضی از برنامه های سلول نفوذهائی را انجام بدهیم و حالا این درسطح وسطوح مختلف و در مرزی هست که ما از برنامه ژن عبور کردیم و رسیدیم اینجا و فعلاً الآن در این مقطع ما قرار داریم و نحوه انجام و علت انجام این است که ما توانستیم در این سطح این نفوذ را انجام بدهیم ودرواقع از اون چیزی که در خود سلول درخود مدیریت بدن و سلول که با آن آشنا هستیم که اون را هم جدا صحبت می‌کنیم ولی الآن فقط راجع به خود سلول دارم تو ضیح می‌دهم، از این برنامه نهفته دارد استفاده میشود ، یک مسأله‌ای که باز در این ترمینولوژی باید با آن آشنا بشویم جدا ازمسأله‌ای که خدمت شما عرض کردم مسأله سوئیچینگ هست ، سوئیچینگ درواقع off و on کردن یک کلیدهائی دروجود ماهست ، طراحی وجود ما براین مبناست که همه قابلیت ها در مورد ما تعریف شده ، اما بصورت بالقوه ، یعنی همه کلیدها off است و باید on بشود ، مثال بزنم خدمت شما ، شما زمانی تجربه کردید نیروی کیهانی را ، دستتان را تکان دادید و نیروی کیهانی را حس کردید ، آیا قبلش می‌توانستید حس بکنید ، بعد از اینکه حس بکنیم باید حتماً  بخشی از مغز ما این را حس بکند وبه ما گزارش بدهد، هرواقعیتی باید از رابط مغز عبور بکند ، بدون عبور از مغز آشکار شدنش برای ما غیر ممکن است ، یعنی مغز درواقع یک دتکتور است ، فقط یک دتکتور است به عبارتی و آشکار ساز است ، حالا آشکار ساز ادراکات ، آشکار ساز احساسات و بعد هم برنامه اتوماسیون فیزیک ما را زیر نظر دارد ، قسمت کورتکس یک کارهائی را انجام می‌دهد و قسمت ساب کورتیکال هم سیستم اتوماسیون را زیرنظر دارد و کورتکس هم ادراکات ما را مکشوف می‌کند ، احساسات ما را مکشوف می‌کند و ماجراهائی از این قبیل که جداگانه راجع به آنها صحبت می‌کنیم ، بنابراین همینجا ما یک نتیجه می‌توانیم بگیریم که درواقع یک احساسی بوده برای درک نیروی کیهانی وماهم برایش طراحی شدیم اما سوئیچش off بوده و درواقع ما با آن ارتباطی که برقرار کردیم رفتیم در کارخانه سازنده (حالا دراین مورد توضیح می‌دهم خدمت شما) و این سوئیچ را on کردیم ، مثلاً یکی از تجاربی که داشتیم درمورد تغییر الگوی خواب بوده ، مثلاً خواب رنگی نمی‌دیدیم ، حالا رنگی می‌شود ، خوابهای ما هدفمند نبوده ؛ حالا هدفمند میشود ، خوب مگر خواب دست ما بود؟ مگر ما می‌توانستیم در برنامه خواب دست ببریم ، ظاهراً نه اما عملاً بله ، می‌دانید که این را مغز باید گزارش بدهد ، صبح که از خواب پا می‌شویم ، مغز به ما می‌گوید که دیشب در خواب یک اتفاقاتی افتاده بود ، اینطوردیدیم ، اینجوری شد و ... بعدش هم این روابطش قابل تعریف باید باشد ، چطوری می‌شود که ما در یک شب الگوی خواب ما عوض بشود بطوریکه مغز گزارش بدهد ، باید کلیدها ئی off بوده باشد که حالا on شده ویک برنامه جدید بیاید در برنامه."

ایشان در خصوص بدن و ساختار آن اطلاعات مفصلی بدست آورده اند، در این بخش از کلام ایشان می توانیم به این مسئله پی ببریم:

"همانطورکه الآن راجع به کارخانه سازنده خودمان این ادعا را داریم و می‌گوئیم که کارخانه سازنده ما یک جای کارش اشکال دارد ، چرا این را می‌گوئیم ، چون کاتالوگ وجودی خودمان را مطالعه نکردیم و این کاتالوگ همراه باما بدنیا نیامده و کاتالوگ را باید برویم در کارخانه سازنده و دریافت بکنیم و بدانیم که چه خبره ، حالا در واقع off و on کردن و مسائلی که در این سوئیچینگ تعریف کردیم مستلزم رفتن به سایت کارخانه سازنده است ( همان کاری که همه ادیان کردند که به کارخانه سازنده مراجعه بکنید و بحث کاری که عرفان کرد که کیفیت وجودی خودت را بشناس ) حال در اینجا هم همینطور است ، این مسأله سوئیچینگ واین که بیائیم این سنسورها و کلیدهائی را on کنیم و اکتیوشان کنیم نیاز است که با کارخانه سازنده در ارتباط باشیم ، وقتی می‌گوئیم برویم در سایت کارخانه سازنده می‌بینیم که باید عدم را بدانیم ، این را بدانیم ، اون را بدانیم و همه مسائلش را بشناسیم و بدانیم."

باز هم عنوان می کنم از نظر بنده آقای طاهری قصد خیر و کمک داشته اند اما آنچه خودشان بدان رسیدند مناسب شرایط و ادراکات ایشان بوده و ارائه ی آن، آن هم به صورت عمومی و در سطحی گسترده موجب کج فهمی ها، سوء استفاده و به بیراه رفتن برخی شده، اساسا سوئیچ ها و سنسورهای وجود افراد بایستی بر اساس طلب و اشتیاقشان، تلاش و حرکتشان و قوانین حاکم بر جهان هستی روشن یا خاموش شود، نه آنکه کسی مستقلا و بدون در نظر گرفتن شرایط فرد اقدام به نفوذ و فعال کردن آنها نماید، این امر یعنی دادن سلاحی بسیار خطرناک به نام عرفان در دستان انسانهایی که آمادگی و ظرفیت بهره مندی درست از آن را ندارند. بر فرض مثال آقای طاهری روشن بین بوده و می دانند چه چیزهایی برای یک فرد باید فعال شود و چه نشود، اما مربیان بعد از ایشان چطور؟ چه کسی می تواند تضمین کند به صرف امضای یک سوگندنامه کسی متعهد بماند و نه تنها خود خطا نرود، بلکه باعث به خطا رفتن دیگران نیز نشود؟ البته با شناختی که از برخی اهالی عرفان حلقه دارم می دانم سریعا رو به توجیح خواهند آورد، خواهش می کنم بررسی جامعتری انجام داده و بعدا نظرات خود را ارائه کنید.

نکات دیگری هم در مبحث فراپزشکی مطرح شده که بدلیل فرصت اندک جهت پیاده سازی و در اختیار نداشتن متن آن نتوانستم آنرا در اختیار شما قرار بدهم، ولیکن از شما درخواست می کنم در صورت دسترسی به فایلهای مربوطه، آنرا با دقت گوش داده و یکبار دیگر از زوایای گفته شده مورد بررسی قرار دهید.