بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه

انتشار نتایج تحقیقات و بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه توسط عضو و مربی سابق

 
نویسنده: صفا ایرانی - ۱۳٩٢/٩/٥

مجاب سازی یکی از روشهای متداول سیستم ها، فرقه ها و برخی مکاتب به شمار میرود، اصلی در روانشناسی وجود دارد که می گوید: اگر رفتاری را تشویق کنیم تقویت و اگر نهی کنیم تضعیف می شود، این یک اصل همگانی است، تنها بسته به عزت نفس و هوشیاری افراد میزان آن کم و زیاد می شود و در نهایت کمال فردی، صفر می شود.

همین اصل قابل گسترش است، برای مثال اگر در جائی باشید و حرفی بیان شود که شما ذاتا با آن مخالفید، در صورتی که مثلا 20 نفر دیگر هم باشند که همگی آن حرف را تائید کنند و دست بزنند و هورا بکشند، شما به خودتان شک می کنید که شاید آنها درست می گویند و شاید من اشتباه می کنم و ... و اینچنین کم کم همرنگ همان جماعت به تائید آن کلام خواهید پرداخت، این اتفاق یک نوع مجاب سازی روانی به حساب می آید.

در جایی دیگر با کسی وارد بحث می شوید و طرف مقابل شما را بمباران اطلاعاتی می کند، از عباراتی استفاده می کند که شما یا نشنیده اید یا اطلاعات درستی از آن ندارید، بخاطر حجم اطلاعات دریافتی، عقل و منطق شما قفل شده و ذهنتان آن اطلاعات را به عنوان اطلاعات درست تائید می کند که به نوعی مجاب سازی ذهنی بشمار می رود.

در شرایطی دیگر با تکنیک هایی در جسم شما تغییرات ایجاد می کنند، مثلا تنفس عمیق و سریع که به علت حجم بالای اکسیژن وارده در خون، باعث بروز علائمی مثل گیجی و ... می شود، شما که تا کنون چنین اتفاقی را تجربه نکرده اید می پرسید این چه بود، در پاسخ کسی که این کار را پیشنهاد کرده به شما می گوید این یک حالت عرفانی یا ورود به مرحله ای جدید از راه کمال هستید یا هر چیز دیگر، شما بخاطر تاثیری که از اجرای دستور وی دیده اید مجاب می شوید که او قدرتهایی الهی دارد و شما در راه درستی هستید. این روش مجاب سازی جسمی نامیده می شود.

حال چه کسانی عمدتا در این شرایط راحتتر مجاب می شوند؟

اگر خوب نگاه کنید اکثرا افرادی جذب گروهها، تشکل ها، فرقه ها، مکتب ها و سیستم هایی که به ظاهر برای نجات بشر آمده اند می شوند که از ناراحتی های روحی روانی رنج می برند، یا از همسر خود جدا شده اند، یا فرزند خود را از دست داده اند، یا در خانه با والدین یا فرزندان خود مشکل دارند، یا دچار یاس و نا امیدی شده اند یا ...، این دسته افراد مناسبترین ها برای جذب و ورود به چنین سیستم هایی هستند.

از آنجا که هر کدام از ما با فلسفه منجی، آخر الزمان، جنگ زمان آخر، نجات بشر و غیره به شکل های مختلف آشنا هستیم و ساخت فیلم های هالیوودی مانند آواتار، 2012، هری پاتر، ماتریکس و ... بیشتر از پیش ما را منتظر نیرویی ماورایی ساخته و همگی به نوعی علاقه داریم یکی از بازیگران داستان آخر الزمان باشیم، حال اگر کسی بیاید و در این زمینه حرف بزند و قدرتهایی نیز رو کند، انگیزه ای به ما میدهد که با آن می توانیم نه تنها از تمام مشکلات حال حاضر خود فرار کنیم بلکه می توانیم به آرزوهایی که برایمان به اشکال مختلف پررنگ شده جامه ی عمل بپوشانیم، اینست که چشمان خود را تا حدودی بسته و آنچه این خواسته ی درونی را به خطر بیاندازد نادیده میگیریم و اشکالات موجود به چشممان نمی آید.

حال نگاهی به عرفان حلقه بیندازیم، آیا ما که وارد آن شده ایم دنبال راهی برای فرار از رنجها و ضعف های درونی نبوده ایم؟ آیا دنبال ناجی گری و ایفای نقش ناجی نبوده ایم؟ آیا بدنبال این نبودیم که قدرتی بدست بیاوریم و به نجات دیگران بپردازیم؟ آیا به لحاظ ذهنی، روانی و جسمی به اشکال مختلف اعم از حلقه ی فرادرمانی و ایجاد تغییرات در جسم، مباحث عرفانی که عمدتا چیز زیادی از آن نمی دانیم و تائیدات دیگران که آنها نیز خود آنچنان در این خصوص مطالعه و تجربه نداشته اند، مجاب نشده ایم که عرفان حلقه همان راه نجات بشر است و آقای طاهری لابد منجی یا وردست منجی آخرالزمان است؟ آیا این سیستم که ادعا می کند قدرت در آن وجود ندارد و صرفا بحث کمال در آن مطرح است فاقدر قدرت است؟ آیا برای بیرون کردن غیرارگانیگ ها از هیچ قدرتی استفاده نمی شود؟ آنهمه فشار که شاگردان در جلسات دفاعی تجربه می کنند بخاطر رحمانیت است؟ آیا با کلمات و مفاهیم بازی نشده است؟ آیا بخشهایی را به اشتباه نرفته ایم؟ آیا قدرتهای حلقه ها همان جادوگری نیست؟ آیا اهالی عرفان حلقه از حلقه ها مثل هری پاتر و دوستانش بعنوان ورد و سلاح برای مقابله با به اصطلاح تاریکی و ظلمت استفاده نمی کنند؟

شک ندارم که حرفهای درست فراوانی در عرفان حلقه گفته شده و اما از هر 10 کلمه، اگر 2 کلمه خلاف باشد، 8 کلمه دیگر نیز بی اثر شده و خراب می شوند، همان قانون علف هرز.

آقای طاهری می گوید شبکه منفی ده ها جمله درست می زند وسطش دو جمله منفی جا می زند و ما نمی فهمیم، آیا این اتفاق در خود عرفان حلقه و حرفهای آقای طاهری نیافتاده؟ بسیار این امر برایم محتمل است که آقای طاهری بدون آنکه خود بداند و آگاه باشد، گاهی حرفهای شیطان را در قالب حرفهای خدا بیان کرده و بنظرم خود ایشان هم در جاهایی فریب خورده و عمدی در کارش نبوده. اساسا بدون پیر و استاد حرکت کردن کاری بسیار خطرناک است و پیچیدگی های ذهن بسیار زیاد و کمتر کسی را یارای مقابله با این دست فریب هاست.

تلاش آقای طاهری برای هدایت و رستگاری خود و دیگران، برای من قابل احترام است اما اعتماد بیش از حد به خود و عدم تعامل و مشورت با فقها، علما و اهل فن موجب شده که در نوعی خودخواهی فرو برود که نتیجه ی آن گسترش بی رویه و بی حساب شبکه عرفان حلقه است، به نحوی که با توجه به عدم وجود نظارت بر آن، کوچکترین خطایی چنان گسترده می شود که غیرقابل بازگشت و اصلاح خواهد بود.

نکته ای دیگر: مهم نیست که آقای طاهری بگویند این درست است و آن غلط، یا بگویند ما اهل کمالیم و آنها قدرت، ما از غیرارگانیک ها استفاده نمی کنیم و مخالفیم و ...، اینها شعار است، در عمل باید همه این سخنان مورد بررسی قرار گیرد و به قول معروف هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترش است، برخی معتقدند ماست آنها بهترین در دنیاست. ما غالبا به دور دستها نگاه می کنیم و آنچه جلوی چشممان است را نمی بینیم، شاید وقت آن رسیده باشد که اندکی به حال خود و دیگران بنگریم و ببینیم چه تاثیرات دریافت کرده ایم.