بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه

انتشار نتایج تحقیقات و بررسی عرفان حلقه با زبان عرفان حلقه توسط عضو و مربی سابق

 
نویسنده: صفا ایرانی - ۱۳٩٢/٩/٥

در عرفان حلقه نظر یکی از نکاتی است که بسیار بدان اهمیت داده می شود، بنا به گفته ی آقای طاهری نظر یه گوشه ی چشم، بسیار کوتاه تر از نیت و تقریبا در صفر ثانیه شکل میگیرد.

سوال اینجاست که چرا در هیچ یک از ادیان به نظر اشاره نشده و چرا در اسلام نیت است که بسیار مهم است؟ چرا در برای نماز و عبادت در چند مرحله مراسمی انجام می شود و چرا زمان صرف می شود تا نماز خوانده شود؟ چرا همه با یک نظر و بی حرکت نسشتن و چشم بستن انجام نمی شود؟ چرا فقط برخی عرفا از نظر صحبت کرده اند؟

در عرفان حلقه در ادامه مبحث شاهد بودن بحث نظر کردن آمده است، شاهد بودن را در پست های قبل توضیح دادم، وقتی شاهد می شویم و نظر می کنیم، خود را در معرض ناشناخته ای بنام هوشمندی قرار میدهیم، در اینحالت درهای ذهن و روان و جسم باز است، از آنجا که نظر، باز به همان عباراتی مانند فرادرمانی، مثبت یک و ... اشاره می کند بنابراین هیچ خبری از خدا نیست، هیچ آمادگی برای مقابله با غیرخدا نیست، چرا که ما خود را در اختیار نظر یا نیت یا به قول آقای طاهری محور وجودی مربی مربوطه قرار داده ایم و کاملا بسته به مربی ممکن است خیر به سمت ما گسیل شود و یا شر.

در نیت برای مثال در نماز خواندن، شما پایه و اساس حرکت خود را بر قرب الی الله قرار میدهید و نه چیز دیگر، یکبار برای وضو گرفتن نیت می کنید، با آب ریختن بر دست و صورت و مسح کشیدن سر و پا هم بحث طهارت را بررسی می کنیم و هم بصورت سمبلیک چشمها، لب و دهان و دستهای خود را از غیر او می شوئیم، وقتی می خواهیم به نماز که بایستیم نیز اذان می گوئیم و با شهادت به لااله الا الله و محمد رسول الله و ... کاملا مواضع خود را مشخص می کنیم و به هر چه با ما در ارتباط است خواست و نظرمان را اعلام می کنیم، باز هم نیت قرب الی الله می کنیم و خدا را به بزرگی یاد می کنیم، از شر شیطان پناه می بریم به خداوند و سوره ی حمد که از عظیمترین آیات الهی است را بر زبان جاری می سازیم و به نشانه ی عبد بودن و مطیع خدا بودن به رکوع و سجده می رویم، شهادت میدهیم، سلام می کنیم و ...

اینهمه مراسم و شرایط فقط برای یک نماز و عبادت روزانه! چرا؟ حقیقتا چرا؟ آیا همینقدر ساده است که کسی حفاظی به ما بدهد و دیگر از شر شیطان و جنودش به همین راحتی رها شویم؟ از همان ابتدا که به قصد نماز برای وضو گرفتن حرکت می کنیم در حال کشیدن لایه های متعدد از جنس نور به دور خود می کنیم، به نوعی با خودمان اتمام حجت می کنیم که کاملا میدانم برای چه نماز می خوانم، برای چه عباراتی را به کار می برم و ...

اما در نظر کردن بر فرض مثال که ما حفاظ داشته باشیم و به هوشمندی که ظاهرا الهی است متصل باشیم، دو دفعه، ده دفعه، صد دفعه که نظر کردیم دیگر یادمان میرود قصد چه بوده و مقصد کجاست، البته به شرطی که از ابتدا اصلا بدانیم به کجا می خواهیم برویم، عبارات تبدیل به وردهایی می شوند که بدون توجه به اصل مدام تکرار می شوند.

عرفا از نظر و نظربازی صحبت کرده اند اما چه وقت به این مهم رسیده اند؟ با چه پایه و اساسی؟ زمانی که فردی رفته اند و به جایی رسیده اند و مراتبی را بدست آورده اند، نه آنکه از راه نرسیده صاحب آنچه شوند که ظرفیت آنرا ندارند.

هر چیزی حوزه ای دارد و در هر حوزه ای قوانینی وجود دارد، مانند یک شرکت که کارمندانش مجبورند از قوانین آن پیروی کنند وگرنه جریمه می شوند و توبیخ و ... همه چیز در نهایت تحت نظر مدیریت شرکت قرار دارد و نوع برخورد را مدیریت تعیین می کند، اما بسیار دیده شده که در حوزه های شخصی و انسانی، اعضای آن شرکت تخلف می کنند، هر چه قوانین آن ضعیف تر و نظارت ضعیف تر باشد تخلف بیشتر خواهد شد تا جایی که هرج و مرج تمام شرکت را فرا بگیرد و آنرا نابود سازد.

حوزه ی عرفان حلقه الهی نیست، بلکه حوزه ی شخصی آقای طاهری است، قوانین و اصولش را ایشان نوشته اند، مفاهیم و تعاریفش را ایشان ارائه داده اند، برخی با تعالیم الهی تطابق دارد و برخی ندارند. تا وقتی در آن حوزه هستیم، تحت تاثیر قوانین و اصول آن قرار داریم، آنتن روح جمعی توسط آقای طاهری کنترل می شود و ما تنها آنچه او بخواهد و روی انتن روح جمعی قرار دهد دریافت می کنیم، این کلام خود ایشان است که "ما روح جمعی را بسته ایم و کسی نمی تواند در حوزه ی عرفان کیهانی چیزی بیش از آنچه روی آنتن قرار داده ایم دریافت کند".

آیا بهتر نیست بجای حوزه ی عرفان حلقه، حوزه ی الهی را برگزینیم و اگر خواهان کمالیم نیت قرب الی الله کنیم و از راهی برویم که انبیا و اولیا و امامان ما رفته اند برویم تا در امان بمانیم؟ تا از حمایت معنوی آن بزرگان نیز بهره بگیریم؟ راه اولیا راه خداست و ما قدر تمام تعالیمی که داریم را ندانسته ایم و ظاهرا نمی خواهیم بدانیم.